كارگزاران:وظیفهای كه بر عهده بنده گذاشته شده، معرفی جناب استاد حسین لرزاده است. البته ایشان فرد ناشناختهای در كشور ما نیستند. نزدیك به 80 سال فعالیت فراوانشان در زمینه معماری سنتی و آثاری كه به وجود آوردهاند در میان استادان هنرهای سنتی مقام و موقعیت بینظیری به ایشان بخشیده است. بنده میخواهم به نقش بینظیر ایشان در انتقال بخش عظیمی از میراث فرهنگی ما به ویژه ارزشها و تكنیكهای معماری سنتیمان تكیه كنم. اهمیت این نقش به دو عامل اصلی برمیگردد: یكی قدرت حرفهای بسیار بالا و دانش عمیق و گسترده ایشان در زمینه معماری سنتی و دوم اینكه این قدرت حرفهای در چه شرایطی به كار گرفته شده است. ما در 100 سال گذشته با هجوم فرهنگهای بیگانه آشناییمان با اروپا و گسترش موجهای مدرنیته در داخل كشور خود و داشتن حكومتهایی كه چشمشان بیش از آنكه به میراث فرهنگی خودشان باشد به غرب بود، مسائل و مشكلات بسیار عمیقی در حفظ میراث فرهنگی خودمان و انتقال این میراث به نسلهای آینده داشتیم. در معماری كشورمان بیش از سایر هنرها آثار این هجوم بیوقفه نوعی از مدرنیسم سنت ستیز را مییابیم كه كاملا در پی قطع كردن همه ریشهها و در پی ناممكن كردن یك نوع تعامل مثبت با میراث فرهنگی خودمان است. روایتهای مطلقی كه در چارچوب مدرنیته مطرح میشود به وسیله دانشكدههای معماری، معماران، كتابها، نوشتهها، سلیقههای عمومی و فرهنگ عمومی به كشور ما منتقل میشود و عملا جلوی یك تعامل مثبت و مفید را بین نسلهای موجود و نسلهای گذشته و میراث فرهنگی میگیرد. و اهمیت این شكاف و گسستگی وقتی مشخص میشود كه ما بدانیم غیر از این عوامل بیرونی و شرایط جهانی و فرهنگی، یك حكومت مطلقه شبه نوگرایی هم به شدت از این جریان حمایت میكند و به همین دلیل در آستانه دهه 70، 80 میلادی با یك شكاف عمیق بین فرهنگ روز و فرهنگ سنتیمان روبهرو هستیم و اندك ردپاهایی وجود دارد كه به ما امكان دهد كه باگذشتهمان رابطه صحیحی برقرار كنیم. سست شدن بنیادهای معرفتشناسانه مدرنیسم در غرب و همچنین حادثه بزرگ انقلاب اسلامی امكان بازاندیشی در صحنه هنر و فرهنگ و در زمینه معماری را به ما میدهد. دوستانی كه در رشته معماری تحصیل كردهاند میدانند كه در دورههایی كه ما تحصیل میكردیم هر نوع رویكرد به استفاده از میراث - یا نگاه به گذشته - به عنوان یك عامل منفی تلقی میشد. این مسئله فقط در كشور ما نبود بلكه در سطح جهانی بود.
در 100 سال در معماری جهان هر نوع تزیین و هر نوع برگشت به زیباییشناسی تاریخی و هر نوع اقدام یا استفاده از جزئیاتی كه تداعی یك نوع توالی فرهنگی گذشته و تثبیت آن یا اشاره مثبتی به آن گذشته داشته باشد نفی شده است تا اینكه در سالهای جدید به دلایل فلسفی و دلایل دیگری این امكان پدید آمده است كه به گذشته با دید دیگری نگاه شود. ما با آن چیزی كه در غرب به وجود آمده، كار زیادی نداریم، فقط از آن جنبه به این مسئله نگاه میكنیم كه همین سست شدن این پایهها و بنیانهای معرفتی در غرب كه روایتهای بزرگی را كه مدرنیسم تعریف میكند مورد شك و تردید قرار میدهد- این امكان را فراهم آورده است كه در كشورهای دیگری كه به نوعی چشم به قبله غرب داشتند نوعی مكث و درنگ در نگاه به فرهنگ بومی و ملی به وجود بیاید. و در این شرایط است كه كار وسیع، عظیم، پیوسته و گسترده آقای لرزاده اهمیت پیدا میكند. یعنی بدون كارهای وسیعی كه ایشان انجام دادند ما امروز در زمینه هنر سنتی و معماری سنتی معلومات اندكی میتوانستیم داشته باشیم. شما فقط به ارقام توجه بفرمایید. ایشان نزدیك به 900 مسجد در كشور ساختهاند. ایشان از سال 1350 در كشور آثار ماندنی ایجاد كرده كه در انتقال این تكنیكها، این میراث، این ارزشها و این آشناییها به نسلهای بعدی بسیار موثر بوده است. غیر از آنكه در بعضی از این كارها با آثاری روبهرو هستیم كه جنبه ماندگاری آنها بسیار بالاست.
در میان معماران هر كس بتواند یك یا دو اثر تاریخی كه برای قرنهای بعدی حفظ شود و به عنوان یك اثر ملی تلقی شود به وجود بیاورد به عنوان استاد مسلم شمرده میشود. بعضی از كارهای استاد لرزاده چنین حالتی دارند. بنای آرامگاه فردوسی، گنبد چشمنواز كاخ مرمر، مسجد اعظم قم و مسجد امام حسین و بسیاری از مساجد دیگر از چنین آثاری است. نمونههای دیگری هم در گوشه و كنار كشور هست كه یقینا نسلهای بعدی به عنوان نمونههای درخشان از آنها حفاظت، حراست و صیانت خواهند كرد. و به جز این، ایشان زحمت كشیده، تمام معلومات و تجربیات خود را در چند جلد كتاب مدون كردهاند. شاگردانشان هم كتابهای دیگری درباره آثار ایشان و تكنیكهای معماریای كه از ایشان یاد گرفتهاند چاپ كردهاند. ایشان شاگردان برجستهای تربیت كردهاند كه جزء معماران بسیار برجسته در دنیا و داخل كشورمان محسوب میشوند و در حقیقت تجربیات استاد را به نسلهای بعدی انتقال میدهند.
در شرایط فعلی كشورمان در دانشكدهها و دانشگاههای معماری یك نوع رویكرد جدیدی به معماری سنتی وجود دارد. این رویكرد به معنایی هم كه اشاره كردم یعنی غرق شدن و خود را انداختن در دوره قاجاریه و صفویه یا گذشته نیست، بلكه یك گفتوگوی خلاق بین نسل و فرهنگ امروزی با سنتهاست البته با حفظ استقلال موضع امروزی و با اصالت دادن به مسائلی كه با آن روبهرو هستیم در جهان امروز و با این احساس ضرورت كه ما تنها در ایستادن روی یك سكوی مطمئن از نظر فرهنگی و در یك تعامل خلاق یا گذشته میتوانیم با مشكلاتی كه در سطح جهان با آن روبهرو هستیم مقابله كنیم.